سيد محمد كمره اى

298

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

قضاوت بين دو دسته از رجال دوشنبه بيست و يكم رمضان . - دو از آفتاب بالا آمده از صداى در بيدار شده ، پست يك لوله از شيراز آورده بود . باز كردم ، جلد دويّم اساس الخير ، فرمانى كه صورت جلسات و عمليات و اعانه شيراز در تحت نظارت و اوامر فرمانفرما سنه ماضيه تشكيل يافته بود ، به جهت من دو جلد فرستاده شده بود ؛ خواندم ، امر داير بشود بين فرمانفرما و وثوق الدوله و سپه‌سالار با صورت ظاهر رؤساى احزاب و كاركنان تصنعى و تقلبى ملى ، مفاسد دسته دويم بيشتر است ، به جهت اينكه دسته اول فقط مفاسدشان معنوى ، و خيانت اين مملكت خواهان هم ظاهرى و هم معنوى است كه به هرچه وارد شوند غير از اين‌كه همه را ببلعند هيچ قصدى ندارند . وحشت از مرگ‌هاى اسهالى بعد قدرى در باغچه وررفته ، عطش و ضعف امروز از همه‌روزه ايام روزه بر من بيشتر بود . بعد قدرى خوابيده ، نزديك ظهر بلند شده ، مشغول قرآن و باز قدرى در باغچه‌ها كار و گردش كرده از شدت بىحالى و عطش خوابيده ، دو به غروب استاد حسن خان نجار آمده ، بيدار شدم . قدرى صحبت ، نه او حال و نه من . مشغول شديم به چفت‌هاى مو كه باد خراب كرده بود ، بيشتر خراب شد . بيچاره استاد حسن خان به زحمت افتاد . در اين بين مرآت الممالك تشريف آورده معلوم بود كه وحشت فوت‌هاى اسهالى به او اثر كرده قدرى مهربانانه بنده را وادار به اجتناب از خوردن ميوه‌ها و [ گرفتن ] روزه كه باعث سوء هضم و حيضه و ضعف مىشود نمود . فوت آقا ميرزا كريم خان را از قى و اسهال نقل كرد . قصد تشكيليون از حمله به كابينه صمصام بعد قدرى از دسته تشكيليون كه مىخواهند به‌وسيله حمله به كابينه صمصام داخل در امور شوند ، من‌جمله معاون السلطنه رئيس خزانه ، مصدق السلطنه ماليه ، مرا هم مىگويند بايد رياست تشخيص عايدات . بعد قرار شد فردا شب را آقاى عين الممالك خبر نمايند كه باهم يك دو ساعتى باشيم . مقارن غروب آقاى مرآت رفته ، من و استاد حسن خان كه خيال رفتن داشت و من جدا مانع شدم ، به اطاق آمده